تتتتتتتتتتتتتتتتتتتلو خواننده محبوب من
جفت شیش
ای باریک الله
از زمستون رژیمی و شدی باریک الان
ای بابا دست خوش
از جلو شبیه جودی شبیه جنیفری از پشت
ای صدباریک الله
هی قشنگتر میشی هی فرق داری هر بار
ای بابا کشتی
آخه مگه داریم؟ انقده خوشتیپ
جفت شیش
ای باریک الله
از زمستون رژیمی و شدی باریک الان
ای بابا دست خوش
از جلو شبیه جودی شبیه جنیفری از پشت
ای صدباریک الله
هی قشنگتر میشی هی فرق داری هر بار
ای بابا کشتی
آخه مگه داریم؟ انقده خوشتیپ
دلم خیلی گرفته امشب .
غم و غصه های زندگی کمر همت بستن منو از پا درارن. کاش خدا کمک کنه. به خانوادم. به من. کاش میشد محکم بغلم کنی و بگی همه ی مشکلای دنیا هیچی اًن وقتی منو داری .
کاش میشد یه دل سیر تو بغلت بخوابم . از وضعیت الان بدم میاد. از این روزای مزخرف. خدایا بیشتر از همیشه احتیاج به خبر خوب دارم . دلم یه حس خوب میخاد. کاش این روزای بد زود بگذرنو دیگه نیان. دلم اتفاقای خوب میخاد خبرای خوب. آرامشبه شدت دنبال آرامش میگردم . خدایا عزیزای زندگیمو برام سالم حفظ کن. آمیییییییییین
با تو رسیده ام به شبی ابدی
آه تو کوچه کوچه مرا بلدی
من به جز آبیِ نگاهت آسمانی نمی شناسم
تا تو سرگرمِ روزگاری از نفس بی تو می هراسم
رد شو از قابِ لحظه هایم دیده شو عاشقانه تنهاست
رهسپارم به سویت اما جاده لبریزِ سوزِ سرماست
مرا باور کنی یا نه تویی پایانِ ویرانی
چه غمگینانه آزادی از آن عهدی که می دانی
با تو رسیده ام به شبی ابدی
آه تو تار و پودِ مرا بلدی
آه نمی رود ز یادم تمام ِ خاطراتی که عاشقانه سر شد
چارتار
آلبوم " باران تویی "
قطعه : عاشقانه تنهاست ترانه سرا : احسان حائری
امروز از صبح دویدم این طرف و اون طرف . بعد از ظهر باشگاهم داشتم خوبیش اینه که خیلی بعد ورزش سرحالم.
از ساعت 6 تا 9 شب کلا با خواهر جان در جستجوی یه مانتو و روسری برا من بودیم . که نا امید از هر مغازه بیرون میومدیم و در عین ناباوری بالاخره
مانتویِ خوش شانسِ ویترینِ مغازه به چشم بنده اومدن :))) و بعد از کلی کلنجار از بابت رنگ و مدلش بالاخره خریدمش . ولی خدا رو شکر که خریدم
وگرنه نه خواهر جان میومد برا استمرار کشف این نایاب ترین و نه من دیگه حالشو داشتم . خلاصه خدایا بابت همه چی شکر .
ﺷﻬﺮ ﻣﻦ، ﻣﻦ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﻲاﻧﺪﻳﺸﻢ
ﻧـﻪ ﺑـﻪ ﺗـﻨـﻬﺎﻳـﻲ ﺧـﻮﻳـﺶ
از ﭘﺲ ﺷـﻴﺸﻪ ﺗﻮ را ﻣﻲﺑﻴﻨﻢ
ﻛﻪ ﮔﺮﻓﺘﻲ ﻣﺮا در ﺑﺮ ﺧﻮﻳﺶ
ﻣﻦ وﺿﻮ ﺑﺎ ﻧﻔﺲ ﺧﻴﺎل ﺗﻮ ﻣﻴﮕﻴﺮم
و ﺗﻮ را ﻣﻲﺧﻮاﻧﻢ
و ﺑﻪ ﺷﻮق ﻓﺮدا ﻛﻪ ﺗﻮ را ﺧﻮاﻫﻢ دﻳﺪ
ﭼﺸﻢ ﺑﻪ راه ﻣﻲﻣﺎﻧﻢ
ﺗﻦ ﻣﻦ ﭘﺎرهای از آن ﺗﻦ ﺗﻮﺳﺖ
و ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﻳﻦ ﺷﺒﻬﺎی ﭘﺮ ﺳﺘﺎره ﺷﺐﺗﻮﺳﺖ
" سیاوش قمیشی شهر من"
فهمیدم که خوب بودن من بازتاب نداره
وجدان تا آخره این داستان سرابه
فهمیدم کبابی آثاره ثوابه
به محتاج فقط بگم که بازار خرابه
فهمیدم گناه میتونه یکی دوروزه عادی شه
حتی معنوی ترینا تو یک لحظه مادی شه
یادگرفتم که تخریب کنم ، تا یه معروف دیدم بگم ولش کن شاخ میشه
یادگرفتم که از همه دورم آتو جمع کنم تبدیل به اسلحه کنم
درد دلارو بشنومو وقت دعوا همون درد دلاشونو مسخره کنم.......
ایستادی تو چهار راه تردید ، درگیری
که سکوت کنم و مظلوم تر شم اجازه بدم همه از روم رد شن
یا بشم یه نامرد که با طبیعت خودشو وقف داد با مرگ آدمیت......
" بد شدم یاس "
گوش کن
خب ما سطحی ترین مشکلات رو عمیق می بینیم و
عمیق ترین مشکلاتمون رو سطحی می گیریم و
حال می کنیم وقتی همدیگه رو زخمی می بینیم و
قسطی حال میدیم و آخر همه رو نقدی می گیریم و
وقتی می میریم چشما میشه ماتم و خون
ترفیع می گیریم و تازه میشیم آدم خوب
یادمه خوب من تموم اینا رو دقیقا به چشمم
دیدم و کلمه کلمه از رو حقیقت نوشتم
اونم اینه که تو فقط داری نقشه هاتو می چینی
وقتی میرسی به قدرت و اون بالاها می شینی
مراقب رفتارت با آدما باش
یه روزی بر میگردی پایین همون آدما رو می بینی
حالا خدا باهات حال کرده
ولی کنارشم برات یه چاه کنده
یعنی که وقتی تو رفتی تو فاز قدرت
یهو دیدی شـدی کارمـنـدِ کارمندِت.........
مهم اینه که هر جوری دوست داری همون باشی
من که تا چشم دور و بری هامو دور می بینم
با ذوق و شوق میشینم و یه کارتون می بینم
هنوز با گیر دادن های مادرم جون می گیرم
هنوز با دمپایی از سر کوچه نون می گیرم
هنوز تو اوج بلندی از همه خار ترم
هرچی پخته باشم باز از همه خام ترم
رئیس هم که بشم واسه وطن کارگرم
اینارو نوشتم که از این دنیا لآل نرم........
وصیتنامه یاس عاااااااااااااااااالیه
خاطره ها خیلی عجیب اند:
گاهی می خندیم به روزایی که گریه می کردیم
گاهی گریه می کنیم به یاد روزایی که می خندیدیم
امشب منم همین حسو دارم . به روزایی که با دوستام توی شهر محبوب بودیم و حسابی خاطره ساختیم فکر میکنم . از همون خاطره ها کهباهاش میشه گریه کرد و خندید . فارغ از حس خوب خاطره ها امشب به شدت دلم تنگشونه و آرزوی خوشبختی برا همشون دارم.کاش بشه تابستون امسال یه سفر خوب به شهر محبوبم برم در کنار دوستام شاد باشم و حسابی کِیفمون کوک باشه .
نشد ک بند ساعت پیدا کنم ولی یه چیز خوب اتفاق افتاد یه عطر خوشبو که بی نهایت دوسش دارمو خریدم .
کلی بهم انرژی میده .